ابو القاسم راز شيرازى
122
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
يعرفون بالرّهبانيّة » « 41 » ؛ يعنى : « شيعيان علوى عليه السّلام موپريشان ، گردآلوده ، چشمتر ، شكمتهى ، خشكلب مىباشند ، و شناخته مىشوند به خداترسى و عزلت از خلايق و زهد در دنيا » . پس بايد مجالست كرد و متّعظ شد از كسى كه سيما و لقاء او ، شخص را به ياد حقّ تعالى آرد ؛ و اين نحو از موعظه را موعظهء فعلى نامند ، و اقوى از موعظهء قولى است در اثر . و تفاوت فعل و قول ، مثل تفاوت ديدن و شنيدن است ؛ و فعل متعلّق به ديدن است ، قول به شنيدن : * شنيدن ، كى بود مانند ديدن * « 42 » ؛ و تفاوت اين دو ، مثل استماع تعريف صاحب حسن است و ديدن او . بعد مىفرمايد : مجالست مكنيد كسى را كه موافق باشيد در ظاهر با او و مخالف باشيد در باطن ؛ زيرا كه اين شخص ، مدّعى است چيزى را كه در او نيست - اگر صادق مىباشيد در طلب استفاده و وعظ - ؛ يعنى اگر آراسته بينيد ظاهر كسى را چون ظاهر خود ، و باطنش را با ظاهر مخالف يابيد ، اين شخص را منافق دانيد و ترك مجالست او كنيد ، يا آنكه كسى كه ظاهر شما موافق آيد با او و باطن و قلب شما انكار كند او را ، دورى جوييد از او ؛ زيرا كه قلب صادق ، ميزانى است صحيح ، كه : « استفت قلبك ، ان افتاك فافعل و الّا فلا » « 43 » ؛ يعنى طلب فتوى كن از دل خود ، اگر فتوى داد تو را ، پس بكن و الّا نه ، ترك كن :
--> ( 41 ) - انّ شيعة علىّ كانوا خمص البطون ، ذبل الشّفاه ، اهل رأفة و علم و حلم ، يعرفون بالرّهبانيّة . . . : « الكافى » 2 : كتاب الكفر و الايمان : باب المؤمن و علاماته و صفاته : حديث 10 ( 42 ) - « تو را ديديم و يوسف را شنيديم * شنيدن كى بود مانند ديدن » : « امثال و حكم » 2 : 1033 ( 43 ) - حديث فوق بدين صورت ، در منابع روايى آمده : « استفت قلبك و ان افتاك المفتون » : « احاديث مثنوى » : 188 ، « اللّمع » : 45